سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و روایت شده است که حضرتش روزى میان یاران خود نشسته بود . زنى زیبا بر آنان بگذشت و حاضران دیده بدو دوختند . پس فرمود : ] همانا دیدگان این نرینگان به شهوت نگران است و این نگریستن موجب هیجان . پس هر یک از شما به زنى نگرد که او را خوش آید با زن خویشش نزدیکى باید ، که او نیز زنى چون زن وى نماید . [ مردى از خوارج گفت خدا این کافر را بکشد چه نیک فقه داند . مردم براى کشتن او برخاستند ، امام فرمود : ] آرام باشید ، دشنام را دشنامى باید و یا بخشودن گناه شاید . [نهج البلاغه]
وبلاگ شخصی مهدی جمشیدی
 
 RSS |صفحه اصلی |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
درباره من

بس که سبک می‌گذرم چون نسیم‌

نیست به دنیا اثر پای من‌‌

بهر زر و سیم نگردد دراز

سوی کسی دست تمنّای من‌ ‌

 

**************

مرا احاطه می کند

هجوم بی امان صد سوال بی جواب

به هر رهی که می روم، به پرتگاه می رسد

به ره نشسته اند گرگهای خسته جان

که جز دریدن مسافران،

امید دیگری به زندگی نمانده از برایشان

میان راه، گاه میرسم به دهسرای مرده ای

ولی چه سود از رسیدنم

به هر دری که میزنم، بدان سرای راه نیست

و باد سرد، تا به استخوان نفوذ می کند

نه یاوری که خوش کنم دل صبور به بودنش

نه همدمی که از غمم برای او ترانه سر دهم

میان این ستمکده، به حکم پوچی زمین

به راه خود ادامه میدهم

خلاف با مسیر پر شتاب رود، که می رود به ناکجا

به جان تلاش میکنم که بشکنم تمام این دوباره و دوباره ها

ولی چه سود از این تلاش

به هر رهی که میروم به پرتگاه میرسد...



نظر دهید ()
نویسنده : مهدی جمشیدی
لیست یادداشتها

با هیچ کس راز مگوی
[عناوین آرشیوشده]